حسین رفیعی بازیگر و مجری تلویزیون در گفتوگویی با رادیو صبا، با مرور خاطرات دوران مدرسه، تصویری نوستالژیك از روزهای كودكی نسل دهه 40 ارائه كرد؛ از رفتوآمد مستقل بچهها به مدرسه و مشقهای طولانی با مداد گرفته تا پاككنهای خوشطعم و كیفهای سامسونتی كه خیلی زود از كار میافتادند
.
به گزارش خبرنگار مهر، حسین رفیعی بازیگر و مجری تلویزیون در برنامه «عصر صبا» رادیو صبا درباره خاطرات دوران كودكی و مدرسه خود صحبت كرد و با اشاره به اینكه متولد سال 1348 است، به تفاوت سبك زندگی و تحصیل نسل دهه 40 با دانشآموزان امروز پرداخت.
رفیعی با بیان اینكه خاطرات دوران كودكی نسل او با شرایط امروز قابل مقایسه نیست، گفت: بخشی از خاطرات ما شاید اصلاً قابل پخش نباشد، چون سبك زندگی، مدرسه رفتن و حتی شیطنتهای بچههای آن دوره با نسل امروز تفاوت زیادی داشت.
وی با یادآوری روزهای نخست مدرسه ادامه داد: در نسل ما كمتر پیش میآمد پدر یا مادر، بچه را تا مدرسه همراهی كنند. خودمان راه مدرسه را پیدا میكردیم و از همان سالهای ابتدایی استقلال بیشتری داشتیم. حتی یادم هست روز اول مدرسه نگران بودم مادرم مرا تا دم مدرسه همراهی كند و بچهها بگویند «این بچهننه است». وقتی مادرم مرا تا سر كوچه مدرسه رساند، مدام به او میگفتم برو، خودم میروم!
این بازیگر و مجری تلویزیون سپس به ابزار و لوازم مدرسه در دهه 40 و 50 اشاره كرد و گفت: ما تا چند سال اول باید با مداد مشق مینوشتیم و رسیدن به خودكار برایمان یك اتفاق مهم بود. حتی روی انگشت وسط دست بعضی بچهها به خاطر مداد گرفتن و نوشتن زیاد، جای فشار و برآمدگی ایجاد میشد.
رفیعی از پاككنهای رنگی و خاطرهانگیز آن دوران نیز یاد كرد و افزود: بعضی پاككنها فسفری بودند و حتی مزه توتفرنگی میدادند. وقتی گرسنه میشدیم، بچهها گاهی آنها را گاز میزدند! پاككنهای دیگری هم بودند كه نصفشان قرمز و نصف دیگرشان آبی بود و میگفتند قسمت آبی میتواند نوشتههای خودكار را پاك كند؛ اما در عمل وقتی آن را روی كاغذ میكشیدیم، بیشتر از اینكه چیزی را پاك كند، كاغذ را سوراخ میكرد.
وی همچنین درباره كیفهای مدرسه آن دوران گفت: یكی دیگر از خاطرات ما كیفهای سامسونتی بود كه برای بچهها میخریدند و حتی رمز داشت. واقعاً نمیدانستیم این رمز به چه درد یك بچه مدرسهای میخورد؛ داخل كیف چیزی بیشتر از دفتر، مداد و پاككن نبود! معمولاً هم چند روز بعد رمز كیف را اشتباه میزدیم و كار به جایی میرسید كه با لگد آن را باز میكردیم. بعد از آن، تا پایان سال كتابها را با یك كش یا حتی بند و جوراب داخل كیف میگذاشتیم و راهی مدرسه میشدیم.
رفیعی از دفترهای مشق آن دوران نیز به عنوان بخشی از خاطرات مشترك نسل خود یاد كرد و گفت: ما دفترهایی داشتیم كه امروز شاید بچهها اصلاً ندانند چه بودند. مشق نوشتن بخش جداییناپذیر مدرسه بود و گاهی آنقدر مشق مینوشتیم كه خسته میشدیم. شرایط آموزشی آن زمان با امروز تفاوت زیادی داشت.
این هنرمند در ادامه با اشاره به اینكه دوران تحصیلش با رویدادهای مهم اجتماعی و تاریخی همزمان شد، گفت: من متولد 1348 هستم و سالهای تحصیل ابتداییام خیلی زود با اتفاقات سال 1357 و پس از آن دوران جنگ همراه شد. به همین دلیل، خاطرات مدرسه ما با بخش مهمی از تاریخ معاصر كشور گره خورده است.
رفیعی در بخش دیگری از گفتوگو از دیدار اتفاقی با معلم دوران ابتدایی خود پس از حدود 45 سال خبر داد و اظهار كرد: چند هفته پیش در كوه با خانمی روبهرو شدم كه بعد از صحبت متوجه شدم معلم كلاس سوم ابتدایی من، خانم «شایسته نحوی» است. این دیدار برای من بسیار شیرین و عجیب بود. اینكه یك معلم بعد از 45 سال شاگرد خودش را ببیند و او را بشناسد، اتفاق ارزشمندی است.
وی با قدردانی از معلمان گفت: اگر امروز در جامعه پزشك، دانشمند، مدیر و افراد تحصیلكرده داریم، بخشی از این موفقیتها نتیجه تلاش معلمانی است كه سالها با عشق و بدون چشمداشت برای دانشآموزان خود زحمت كشیدهاند.
رفیعی معلم را به باغبانی تشبیه كرد كه نهالها را پرورش میدهد تا به ثمر برسند و افزود: معلم مانند باغبانی است كه از یك درخت مراقبت میكند، اما وقتی میوه آن به ثمر میرسد، دیگران از آن استفاده میكنند. معلمی شغلی است كه بیش از هر چیز به عشق نیاز دارد.
در پایان این گفتوگو، رفیعی با اشاره به آغاز سال تحصیلی، یاد و خاطره معلمان و دانشآموزان مینابی را گرامی داشت و بر ضرورت زنده نگه داشتن یاد دانشآموزان و معلمانی كه در حادثه سال گذشته جان خود را از دست دادند، تأكید كرد.
برنامه «عصر صبا» شنبه تا چهارشنبه ساعت 17 به تهیه كنندگی نازنین حاج سیف الله و با اجرای شیوا رضاییزاده و بازیگری امیر قربانی ز رادیو صبا پخش میشود.